1- طبق بعضی از آیات قرآن کسی جز خداوند از بر غیب مطلع نیست
2- اگر امامان از امور نهانی اطلاع داشتند زهر نمی خوردند.
3- هر گاه پیامبران از امور نهانی اطلاع نداشته باشند به طریق اولی امامان از امور نهانی بی اطلاع هستند.
اما به نظر می رسد که خواننده محترم به نکات ذیل توجه کافی نداشته اند:
1- چنانکه خداوند در قرآن می فرماید بعضی از انسانها دارای علم لدنی بوده اند.
الف) «و علمناه من لدنا علما» به او (ذو القرنین) علم لدنی عطا کردیم. کهف/65
ب) «قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک» آن کسی که علمی از کتاب در نزد او بود به(سلیمان) گفت من (عرش بلقیس) را قبل از اینکه پلک بزنی برایت می آورم. نمل/40
از سوی دیگر خداوند در آیه 26 و 27 سوره جن به صراحت اعلام می کند که غیر از خداوند فرستادگان برگزیده خدا از غیب مطلع می شوند. «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول»
2- باید توجه داشت اینطور نیست که هر گاه شخصی دارای علمی شد حتما موظف باشد از آن علم استفاده کند چنانکه در مورد علم قاضی اینچنین است یعنی حتی اگر قاضی از واقعه ای اطلاع داشت نمی تواند بر اساس آن دانش خود در مورد افراد قضاوت کند بلکه در هر مورد قضاوت باید از دو شاهد عادل کمک بگیرد. لذا اگر امامان در بعضی اوقات به علم خویش عمل نکنند جای هیچ اشکالی ندارد و در بیشتر اوقات آنان طبق ظواهر و علوم ظاهری خویش عمل می کردند.
3- اما اینکه گفته شده اگر پیامبری فلان علم را نداشته باشد پس امام نیز به طریق اولی آن علم را ندارد مطلب صحیحی نیست زیرا: در اینجا هیچ اولویتی وجود ندارد بلکه دلایلی وجود دارد که نشان می دهد مقام امامت بالاتر از مقام نبوت است (دقت شود منظور بالا بودن مقام امام از نبی نیست بلکه خود مقام امامت مقامی رفیع تر از نبوت است) چنانکه حضرت ابراهیم سالیان سال پیامبر و نبی خدا بود ولی دارای مقام امامت نبود و خداوند در اواخر عمر وی او را پس از مقام نبوت به مقام امامت رسانید . بقره/124